مقدمه
گزارش حاضر بر اساس شواهد میدانی، روایتهای قربانیان و سایر اطلاعات بدستآمده از منابع محلی تهیه شده است. هدف اصلی بررسی پیامدهای انسانی و حقوقی حملات نظامی پاکستان بر زندگی غیر نظامیان در افغانستان، حمایت از قربانیان، تقویت پاسخگویی و ارتقای آگاهی عمومی است. این گزارش، موارد مستند شده نقض حقوق بینالملل بشردوستانه ناشی از حملات نظامی پاکستان را در فاصله زمانی اول دسامبر ۲۰۲۴ تا پایان جون ۲۰۲۶ در بر میگیرد و رویدادهای خارج از این محدوده زمانی را شامل نمیشود.
بر بنیاد یافتههای این تحقیق و شواهد گردآوریشده، نیروهای نظامی پاکستان در مدت زمان یاد شده، حملات متعددی را در ولایتهای خوست، پکتیا، پکتیکا، نورستان، ننگرهار، قندهار، هلمند و کابل انجام دادهاند که در نتیجه آن، دستکم ۱۱۸۷ غیرنظامی کشته و زخمی شده، بیش از ۲۹ هزار خانواده بیجا و صدها خانه مسکونی، مراکز درمانی، مکاتب، مساجد و سایر تأسیسات و زیرساختهای غیر نظامی بهطور کامل یا جزیی تخریب شدهاند.
از این میان، در نتیجه یک حمله نیروهای هوایی پاکستان بر یک مرکز درمان و بازپروری معتادان در شهر کابل، دستکم ۳۰۰ نفر از بیماران و کارکنان این مرکز کشته و زخمی شده اند؛ اقدامی که بر اساس یافتههای این تحقیق، نقض صریح اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه بوده و میتواند مصداق جنایت جنگی تلقی شود.
از سوی دیگر، اطلاعات گردآوریشده نشان میدهد که نیروهای نظامی پاکستان به مدت بیش از دو ماه از اول فیبروری تا ۱۴ اپریل ۲۰۲۶ یگانه مسیر مواصلاتی ولسوالیهای کامدیش و برگمتال ولایت نورستان را با مرکز این ولایت و ولایتهای کنر و ننگرهار بهطور کامل مسدود کرده بودند. این اقدام عملا دو ولسوالی یادشده را طی این مدت، در شرایط دشواری قرار داده و دسترسی باشندگان آن به مواد غذایی، خدمات صحی و سایر نیازهای اساسی را با مشکلات جدی مواجه ساخته بود.
با این همه، شواهد گردآوریشده نشان میدهد که آثار حملات نیروهای نظامی پاکستان، به تلفات انسانی و خسارات مادی محدود نمانده، بلکه پیامدهای روانی، اجتماعی و اقتصادی عمیقی بر قربانیان، خانواده های آنان و جوامع محلی بر جای گذاشته است. ترس مداوم، از دست رفتن احساس امنیت، اختلال در آموزش کودکان، تشدید فقر و بیجاشدگی از جمله موارد مشترکی اند که در روایتهای اکثر مصاحبهشوندگان این تحقیق برجسته شده است. این الگوها نشان میدهد که پیامدهای مخاصمه حتی پس از پایان حملات، همچنان بر زندگی غیر نظامیان سایه افکنده و روند بازگشت آنان به زندگی عادی را با چالشهای جدی مواجه ساخته است.
پیشینه
در جریان سالهای اخیر، مناطق مرزی افغانستان و پاکستان بارها شاهد تنشهای امنیتی و درگیریهای مسلحانه بودهاند. این تنشها بهویژه از اواخر سال ۲۰۲۴ به بعد و همزمان با افزایش حملات مسلحانه تحریک طالبان پاکستان علیه نیروهای نظامی و امنیتی پاکستان، شدت بیشتری یافته است. دولت پاکستان بارها طالبان در افغانستان را به حمایت از تحریک طالبان پاکستان متهم نموده و ادعا کرده است که اعضای این گروه در داخل خاک افغانستان و بهخصوص در امتداد خط دیورند، حضور داشته و از آنجا حملات خود را علیه پاکستان سازماندهی و اجرا میکنند. اما مقامات طالبان این اتهامات را رد کردهاند. با این وجود، تحریک طالبان پاکستان، در موارد متعدد طی این مدت، رسما مسئولیت حمله بر نیروهای پاکستانی را بر عهده گرفته است.
در پی افزایش این تنشها، نیروهای پاکستانی در موارد متعددی حملاتی را در داخل خاک افغانستان تحت عنوان عملیات ضد تروریستی انجام داده و در مقابل، نیروهای طالبان نیز مواضع نیروهای پاکستان در امتداد خط دیورند و داخل این کشور را هدف حملات مسلحانه قرار دادهاند. درگیریها میان دو طرف بهویژه از اواخر سال ۲۰۲۴ به این سو، تشدید یافته و تا زمان تهیه این گزارش همچنان ادامه پیدا کرده است.
حملات مورد بررسی در این گزارش، محدود به یک رویداد یا یک منطقه مشخص نبوده بلکه در بازه زمانی مورد نظر، در چندین ولایت افغانستان و در قالب حملات هوایی، زمینی و ترکیبی تکرار شدهاند. بخش قابل توجهی از این حملات در مناطق مسکونی و روستاهای واقع در امتداد خط دیورند رخ داده است؛ مناطقی که محل سکونت هزاران خانواده غیر نظامی می باشند.
با این حال، گزارشهای منتشرشده از سوی رسانهها، سازمانهای حقوق بشری و سایر منابع نشان میدهد که حملات نیروهای نظامی پاکستان در افغانستان، پیامدهای گستردهی برای غیر نظامیان به همراه داشته و طی این مدت شمار قابل توجهی از غیر نظامیان کشته و زخمی شدهاند. همچنین، خانههای مسکونی و برخی تاسیسات عمومی و خدماتی آسیب دیده یا به صورت کامل تخریب شده اند. افزون براین، تعداد زیادی از خانوادهها در نتیجه خشونت و ناامنی ناشی از حملات پاکستان، مجبور به ترک محل زندگی خود شدهاند.
با توجه به ماهیت درگیریهای مسلحانه میان نیروهای طالبان و نیروهای نظامی پاکستان که شامل حملات متقابل هردو طرف در قلمرو یکدیگر میشود، وضعیت موجود، از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه واجد ویژگیهای یک مخاصمه مسلحانه بینالمللی تلقی میشود. از اینرو، در گزارش حاضر پیامدهای انسانی حملات نظامی پاکستان، در پرتو قواعد و اصول بنیادین حقوق بینالملل بشردوستانه، بهویژه قواعد حاکم بر مخاصمات مسلحانه بینالمللی، مورد بررسی قرار گرفته است.
روش تحقیق
گزارش حاضر بر اساس تحقیقات میدانی، مصاحبه با قربانیان، شاهدان عینی و سایر منابع محلی تهیه شده است که رویدادهای مربوط به دوره زمانی اول دسامبر ۲۰۲۴ تا پایان جون ۲۰۲۶ را در بر میگیرد. دامنه این تحقیق صرفا به مستندسازی و ارزیابی موارد نقض حقوق بینالملل بشردوستانه ناشی از حملات نظامی پاکستان در قلمرو افغانستان محدود است و رویدادها یا موارد احتمالی نقض حقوق بینالملل بشردوستانه که در قلمرو پاکستان اتفاق افتاده به دلیل محدودیت دسترسی به منابع و اطلاعات لازم، موضوع گزارش حاضر نیستند.
فرایند مستند سازی و مصاحبه با قربانیان، شاهدان عینی و دیگر منابع محلی، در بازه زمانی اول اکتبر ۲۰۲۵ تا ۲۱ جون ۲۰۲۶ انجام شده و اطلاعات بدستآمده با استفاده از روش ترکیبی کیفی و کمی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
در جریان این تحقیق، با ۲۲ مرد شامل قربانیان و اعضای خانوادههای آنان، شاهدان عینی، کارکنان مراکز صحی، بزرگان محلی و سایر منابع ذیربط بهصورت آنلاین مصاحبه شده است. مصاحبهشوندگان از ولایتهایی انتخاب شده که در مدت زمان یاد شده، شاهد حملات مسلحانه نیروهای پاکستانی بودهاند. بخشی از این مصاحبهشوندگان توسط تیم تحقیق و ناظران رواداری شناسایی شده و بخشی دیگر نیز از طریق مصاحبهشوندگان قبلی معرفی شدهاند.
مصاحبهها توسط گروهی از محققان رواداری، با استفاده از پرسشنامه یکسان و نیمهساختاریافته به زبانهای پشتو و فارسی انجام شده و هر مصاحبه بین یک و نیم تا دو ساعت زمان را در برگرفته است. قبل از آغاز هر مصاحبه، اهداف تحقیق، تدابیر امنیتی و نحوه نگهداری و استفاده از اطلاعات به تفصیل برای مصاحبهشوندگان توضیح داده شده و رضایت آگاهانه شفاهی آنان بدست آمده است.
همینطور، ناظران رواداری در بازه زمانی اول اکتبر ۲۰۲۵ تا ۳۰ جون ۲۰۲۶ آمار مربوط به تلفات انسانی، تخریب خانههای مسکونی، تاسیسات عمومی و زیر ساختهای غیر نظامی، بیجا شدگی اجباری و سایر اشکال آسیبهای وارده بر غیر نظامیان را در ولایتهای خوست، پکتیکا، پکتیا، ننگرهار، نورستان، قندهار، هلمند و کابل مستند سازی کردهاند. این اطلاعات از شفاخانهها، شوراهای محلی، نهادهای دولتی و مؤسسات غیر دولتی و نیز مصاحبه با منابع محلی، شاهدان عینی و خانوادههای قربانیان بدست آمده است.
همچنین، برای ارزیابی اعتبار اطلاعات مرتبط با رویدادهای نقض حقوق بینالملل بشردوستانه که در این گزارش بازتاب یافته است، از شواهد تکمیلی مانند تصاویر، ویدیوها، اسناد شفاخانهها و کلینیکها و گزارشهای منتشر شده توسط رسانهها و سازمانهای حقوق بشری استفاده شده است. با این وصف، از میان موارد گزارش شده، تنها رویدادهای شامل آمار نهایی شده اند که حداقل توسط دو منبع مستقل تایید شده باشد. رویدادهایی که به دلیل محدودیتهای دسترسی یا کمبود شواهد کافی امکان تایید آنها فراهم نبوده از آمار نهایی حذف شدهاند.
افزون براین، اطلاعات بدستآمده از مصاحبهشوندگان بر اساس موضوعات اصلی تحقیق کدگذاری، تحلیل و با سایر شواهد و اطلاعات گردآوریشده تطبیق داده شده است.
محدودیتهای تحقیق
بخش عمدهی از شهروندان غیر نظامی آسیبدیده از حملات نظامی پاکستان در بازه زمانی مورد بررسی این تحقیق، عمدتا باشندگان روستاها و مناطق دور افتاده افغانستان بودهاند که یا به خدمات اینترنتی دسترسی منظم و کافی نداشته و یا با پلاتفرمهای آنلاین مصاحبه آشنا نبودهاند. به همین دلیل، رواداری نتوانسته است به مصاحبهشوندگان بیشتری در این مناطق دسترسی پیدا کند. همچنین، شماری از قربانیان و شاهدان عینی به دلیل نگرانیهای امنیتی از شرکت در مصاحبه خودداری کرده و نیز برخی دیگر به دلیل بیاعتمادی به مکانیسمهای عدالت و سازمانهای حقوق بشری، حاضر به صحبت و گفتوگو نشدهاند.
علاوه براین، شماری از قربانیان که محققان رواداری به آنها مراجعه نموده ارائه اطلاعات و مشارکت در فرایندهای مستندسازی را فاقد نتیجه عملی بر زندگی روزمره خود تلقی نموده و به کمکهای مادی و معیشتی به عنوان نیازهای اصلی خود اشاره کردهاند؛ واقعیتی که بازتابدهنده شکاف موجود میان نیازهای فوری قربانیان و ماهیت بلند مدت فرایندهای پاسخگویی میباشد.
تداوم ناامنی و درگیریهای مسلحانه، همزمان با اعمال محدودیتهای شدید بر دسترسی به اطلاعات از سوی طالبان، از دیگر چالشها و محدودیتهایی بوده که بر روند مستندسازی و جمعآوری اطلاعات مورد نیاز برای تهیه این گزارش، تاثیر گذاشته است. چنانکه از یکسو امکان دسترسی مستقیم به برخی مناطق به دلیل تداوم درگیریها، فراهم نبوده و از سوی دیگر، طالبان هرگونه فعالیت مرتبط با نظارت و مستندسازی نقض حقوق بشر را منع کردهاند؛ وضعیتی که روند جمعآوری و راستیآزمایی اطلاعات را با چالشهای جدی مواجه ساخته است.
با این حال و با توجه به محدودیتهایی که توضیح داده شد، احتمالا ابعاد واقعی پیامدها و آثار حملات نظامی پاکستان بر زندگی شهروندان غیر نظامی در افغانستان و همچنین شمار واقعی رویدادهای نقض حقوق بینالملل بشردوستانه در این کشور، بیش از آن چیزی باشد که در این گزارش مستند شده است.
