مقدمه
افغانستان نمونهای روشن از معافیت از مجازات و تداوم خشونت است. دههها جنگ و حاکمیتهای استبدادی در این کشور، قربانیان بیشماری بر جای گذاشته و به نقض گسترده حقوق بشر، از جمله جنایات جنگی، جنایت علیه بشریت و احتمالاً نسلکشی انجامیده است. این در حالیاست که عاملان این جنایات از معافیت برخوردار اند، و قربانیان همچنان از دستیابی به عدالت محروم میباشند.
نظام سیاسی بعد از سال ۲۰۰۴ در تحقق صلح پایدار و دموکراسی ناکام ماند وبا تداوم معافیت از مجازات، زمینه را برای بازگشت طالبان در سال ۲۰۲۱ فراهم کرد. پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان، ضمانتهای قانونی حمایت از حقوق شهروندان به حالت تعلیق درآمده، نهادهای پاسخگویی منحل شده و عفو عمومی برای تمامی جرایم گذشته اعلام گردیده است. این اقدامات، راه را برای نقضهای نظاممند و مستمر حقوق بشر در داخل افغانستان هموار ساخته و هیچ سازوکار مؤثری برای رسیدگی به آنها باقی نگذاشته است. از اینرو، پیگیری عدالت در خارج از افغانستان امری ضروری و فوری است.
این گزارش، بهطور خلاصه سازوکارهای پاسخگویی بینالمللی مرتبط را معرفی میکند. هرچند هیچیک از این سازوکارها بهتنهایی نمیتواند عدالت کامل را فرآهم سازد، اما درک ظرفیتها و محدودیتهای آنها میتواند در حمایت از قربانیان، مبارزه با معافیت از مجازات، جلب توجه جامعه بینالمللی و ترویج آشتی ملی و حاکمیت قانون در افغانستان نقش مؤثری ایفا کند.
این متن، ویرایش دوم گزارش «مسیر های دسترسی به عدالت برای قربانیان/بازماندگان نقض حقوق بشر در افغانستان» است که در ماه مه ۲۰۲۴ منتشر شده است. این ویرایش بر اساس پیشرفتهای اخیر در حوزه پاسخگویی و با در نظر گرفتن دیدگاههای ارزشمند شرکا و خوانندگان ویرایش نخست، تهیه شده تا شفافیت، دقت و کارآمدی گزارش بهبود یابد.
ساختار گزارش
این گزارش با تعریف و مروری بر اصول راهنمای عدالتِ قربانیمحور یا بازماندهمحور آغاز میشود. از خوانندگان خواسته میشود هنگام مطالعه سازوکارهای معرفیشده، این اصول را در نظر داشته باشند؛ زیرا این اصول ابزاری برای ارزیابیِ چگونگیِ برخورد هر مکانیسم با قربانیان/بازماندگان فراهم میکنند.
در ادامه، سازوکارهای پاسخگویی بینالمللی، اعم از قضایی و غیرقضایی که برای قربانیان/بازماندگان افغان و نهادهای جامعه مدنی قابل استفادهاند، در دو بخش جداگانه بررسی میشوند. برای سهولت در درک و مقایسه این مکانیسمها، از چهارچوبی یکسان استفاده شده است که عناصر آن به شرح ذیل است:
- چیستی: توضیح نهاد یا روند مربوطه.
- محرکها: شرایط حقوقی یا سیاسیِ لازم برای فعالسازی.
- نتایج و پیامدها: نتایج یا پیامدهای ممکن، مانند پیگرد قضایی، صدور حکم یا جبران خسارت.
- چگونگی مشارکت: فرصتهای مشارکت برای قربانیان، جامعه مدنی و مدافعان حقوق بشر.
- ارتباط با افغانستان: صلاحیت یا حوزه شمول نسبت به افغانستان و پیشینه تعامل با آن.
در پایان هر بخش، خطرها و محدودیت های عمومی و خاصِ هر مکانیسم نیز مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است.
عدالتِ قربانی/بازماندهمحور واصولِ راهنما
عدالتِ قربانی یا بازماندهمحور کسانی را که بیشترین آسیب را از نقضهای حقوق بشر و جرایم بینالمللی متحمل شدهاند، در مرکز توجه سازوکارهای پاسخگویی قرار میدهد. این رویکرد از یکسو هویت حقوقیِ قربانیان را که برای روندهای حقوقی مانند مشارکت و جبران خسارت ضروری است، و از سوی دیگر هویت و کرامت انسانی قربانیان/بازماندگان را به رسمیت میشناسد و بر استقامت، توانمندی و تجربه زیسته آنان تأکید دارد.
برخلاف الگوهای سنتی عدالت که تمرکز اصلیشان بر مرتکبان یا دولتهاست، این رویکرد امنیت، اختیار و کرامت قربانیان/بازماندگان را در محور قرار میدهد.
اصول راهنمای عدالت قربانی/بازماندهمحور عبارتاند از:
- آسیبنرساندن: تأکید بر ضرورت حفاظت از امنیت و رفاه قربانیان/بازماندگان و اطمینان از اینکه روندهای عدالت آنان را در معرض خطرهای جدید یا آسیبهای روانی مجدد قرار ندهد.
- رضایت آگاهانه: هرگونه گردآوری شهادتها، روایتها و شواهد یا استفاده از آنها باید تنها با رضایت داوطلبانه، پیشاپیش و آگاهانه قربانیان/بازماندگان انجام شود.
- محرمیت و حفاظت: نگهداری امن و محرمانه اطلاعات مربوط به هویت قربانیان/بازماندگان، شهادتها و شواهد، بهمنظور پیشگیری از انتقامجویی یا آسیب روانی مجدد.
- بیطرفی: تضمین اینکه روندهای عدالت در خدمت هیچ منفعت یا جناح سیاسی نباشد تا اعتماد و اعتبار قربانیان/بازماندگان به این روندها حفظ گردد.
- حساسیت نسبت به منازعه: درک این نکته که روندهای عدالت میتواند بر روابط اجتماعی تأثیر بگذارد، باید از تشدید شکافها و تنشهای موجود پرهیز شود.
- مشارکت فعال: قربانیان/بازماندگان باید بهعنوان ذینفعان اصلی شناخته شوند که صدا و دیدگاه آنان در شکلدهی راهبردها، اولویتها و رویکردهای پاسخگویی نقش تعیینکننده دارد.
- اطلاعرسانی مستمر: قربانیان/بازماندگان حق دارند از پیشرفت روندهای عدالت بهطور منظم آگاه باشند؛ این شفافیت باعث تقویت اعتماد و شمولیت میشود.
- تکمیل پذیری مکانیسمها: پذیرش این واقعیت که هیچ روند واحدی نمیتواند عدالت کامل را فراهم کند و ترکیب سازوکارهای قضایی و غیرقضایی، داخلی و بینالمللی میتواند اثربخشی بیشتری داشته باشد.
- توقعات واقعبینانه: درک اینکه عدالت فرایندی تدریجی است و پیشرفتهای گامبهگام بخش مهمی از مسیر دستیابی به عدالت پایدار محسوب میشود و میتواند امید و مشارکت قربانیان/بازماندگان را حفظ کند.
در نهایت، عدالتِ قربانی/بازماندهمحور تضمین میکند که قربانیان/بازماندگان افغان نهتنها در روندهای حقوقی به رسمیت شناخته شوند، بلکه بهعنوان کنشگران فعال در مبارزه با معافیت از مجازات نیز توانمند گردند.
